“گشت و گذاری در “لانه روباه

سلام صالح «لانه ی روباهوقتی پرسیدم مقصد بعدی کجا است، این جواب را شینیدم. بعد از رسیدن به مکان مورد نظر، متوجه شدم مقصدمان که با جسارت خاصی نامگذاری شده بود در حقیقت سفارت سابق امریکا در ایران است که در تهران قرار دارد. شروع ساخت این ساختمان با آجرهای قرمزش در دهه 40 بود، ولی در سال 1951 کامل شد. موزه ای که امروز ایرانی‌ها آن را به لانه ی جاسوسی میشناسند. هر کسی می تواند تصور کند در میان این دیوارها در اوج انقلاب اسلامی چه حوادثی رخ داده است، اتفاقات مهمی که روابط ایران و آمریکا را تحت تاثیر قرار داد. در 4 نوامبر 1979، دانشجویان طرفدار انقلاب مرد و زن، به سفارت آمریکا حمله کردند و 66 دیپلمات آمریکایی و کارکنان سفارت را به مدت 444 روز گروگان گرفتند.

پیش از این، با هدایت و ارشاد رهبر محبوب ایران امام خمینی، حکومت شاه بر اندازی شده و انقلاب اسلامی در ایران به پیروزی رسیده یود. برای غرب، این انقلاب بحرانی بزرگ بود اما برای شرق پیام آزادی و استقلال به همراه داشت.

واقعه گرونگان گیری در سفارت آمریکایک سال و دو ماه طول کشید. گروگان ها در میان مذاکرات طولانی و بدون نتیجه همچنان نگه داشته شده بودند. ضمنا در این میان عملیات نجاتی که کارتر آن را برای آزاد سازی دیپلمات های آمریکایی تصویب کرده بود شکست خورد. این عملیان که به عملیات پنجه عقاب معروف است، عملیاتی دیوانه وار با هلی کوپتر بود که باعث مرگ 8 عضو ارتش امریکا شد. در نهایت، در سپتامبر 1980، مذاکرات به نتیجه رسید و بحران پایان یافت. بعد از ماهها مذاکره، ایالات متحده با آزاد کردن میلیونها دلار از طلاها و دارایی های بانکی ایران که در بانکهای امریکایی کمی پس از انقلاب توقیف شده بود موافقت کرد. در 20 ژانویه سال 1981، کشور الجزایر با پیمان الجزایردر این قضیه پادر میانی کرد. براساس توافقات و امضاها، بقیه ی گروگانها آزاد شدند.

همانطور که اتوبوس ما به سمت سفارتخانه سابق در حرکت بود، ناگهان توجهم به دو مجسمه جلب شد. هرکدام در یک طرف در ورودی بود. مجسمه سمت چپ، سرباز امریکایی بود که دستهایش را به نشانه تسلیم بالا برده بود. مجسمه سمت راست بود هم یک سرباز امریکایی در لباس زن آزادی بود که سینه اش سوراخ و در آن قفسی بود. همانطور که به داخل و از پله ها بالا می رفتیم دیوارهایی که زمانی سفید بودند، با نقاشی های دیواری تزیین شده بودند. تلاش برای فهمیدن نقاشی های دیواری کار سختی نبود. یکی از آنها تصویر مسجدالاقصی در اورشلیم بود که دو رو برش با زنجیرها، اشغالگری ها، زندانیانو .. اژدهایی با نفس‌های آتشین پوشانده و محصورش کرده بود. هرج و مرج آشکاروبی‌تفاوتی ها، واقعیت اتفاقاتی است که در سرزمین مقدس، و برای کل جهان پیش آمده است. نداهای اشغال شدگان و مظلومان همگی نقش بسته بر روی یک دیوار. همزمان که در طول سالن شروع به قدم زدن کردم، راهنمای ما توضیح میداد که ایرانی‌ها معتقدند کشورشان به وسیله قدرتهای غربی از این مکان مورد نفوذ قرار گرفته است. این حرفها وقتی برایم باورپدیر تر شد که اتاق شیشه ای سری توجهم را به خود جلب کرد. یک اتاق عایق صدا که دیدارهای سری بین افسران امریکایی و خب جاسوسها در آن اتفاق می افتاد.

قدم زدن از میان تلفنهای خراب، دستگاههای تایپ، کتابها و اسنادی که محرمانهروی آنها درج شده بود، کامپیوترها و وسایل ارتباطی که همگی متعلق به دهه 70 بودند حس وهم آور و غمناکی به من داد. عجیب ترینشان اتاقی آهنین بود که در قسمت پشت ساختمان پنهان شده بود و حس امنیتی شدیدی به من القاء می کرد. ورود تنها با وارد کردن کد بر روی دری بزرگ ممکن بود و درون آن با کامپیوترها و پوشه هایی پر شده بود. تمام این چیزها اکنون فقط پشته ای از آهن و تکه های بریده بریده ی کاغذ بودند.

«لانه روباه» ساختمانی است که برای گشتن در آن فقط یک ساعت وقت لازم دارید. ولی داستان های زیادی پشت دیوار های قرمز رنگش پنهان دارد. خوشبختانه من توانستم این مکان را همراه با گروههای مختلفی از مردم که برای بحث و شناسایی آماده بودند بازدید کنم. برای بازدید از موزه سفارت سابق آمریکا باید ذهن بازو اطلاعات کافی داشته باشید. آن وقت است که یک ساعت گشت و گزار در سفارتخانه سابق امریکا میان این همه تاریخ، پشته های آهن، کاغذ پاره ها، دیوارنوشته های ضد امریکایی و لبخند موقر خمینی بر روی دیوار خیلی زود میگذرد.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


*

 

Subscribe to Website via Email

Membership
A member of the Professional Travel Bloggers Association