مقبره شاه چراغ: مسجد آینه کاری شده در شیراز

توماس پاگانو*—هنگام ترک بازار شیراز، متوجه بزرگترین گنبد مسجدی شدم که تا به حال دیده بودم. پرسیدم “این چیه؟”

“نمی دونی؟ عجب، باید حتما این جارو ببینی.”

اسم این مکان شاه چراغ بود. این مسجد آرامگاه شخصیتهای برجسته جهان شیعه است. اطراف حیاط بزرگ این مسجد، محلهای مختلفی برای به پا داشتن نماز وجود دارد.

Shah Cheragh mausoulem / Photo Credit: Thomas Pagano

مقبره شاه چراغ/عکس: توماس پاگانو

وقت نماز عصر بود و مجتبی قصد داشت برای نماز برود. طبعا، تنها مسلمانان اجازه ورود به مسجد را داشتند اما مجتبی من را با واسطه گری از جلوی نگهبانان رد کرد. آیین نامه پوششی آنجا بسیار سختگیرانه بود و کیتی از اینکه مجبور بود چیزی شبیه به ملحفه گل گلی ای که به او به استعانه داده بودند بپوشد، راضی نبود. کفشهایمان را تحویل دادیم و از ورودی های مخصوصی که مردان را از زنان جدا می کرد، وارد مسجد شدیم.

Kitty in her Chador and me. / Photo Credit: Thomas Pagano

من و کیتی با چادر/عکس: توماس پاگانو

 

دیوارها و سقف درون مسجد با شیشه های مشبک رنگی و آینه تزئین شده بود. همه جای زمین مسجد با قالیچه ها و فرش های ایرانی پوشانده شده بود. خیلی از مردها مشغول خواندن نماز فرادی بودند که یک رسم مرسوم است؛ کسی صحبت نمی کرد و فضا کاملا ساکت بود.

The main entrance of Shah Cheragh / Photo Credit: Thomas Pagano

ورودی اصلی شاه چراغ/عکس: توماس پاگانو

 

اجازه عکس برداری از درون عمارت داده نمی شد، در نتیجه در این جا عکسهایی از یک حرم کوچکتر که به اندازه شاه چراغ مشهور نیست اما از نظر سبک شباهت بسیار به آن دارد برایتان می گذارم: حرم حمزه در بخش دیگری از شهر. البته از نظر اندازه و همینطور از نظر درخشش، این دو را نمی توان با یکدیگر در مقام قیاس قرار دارد اما عکسهای این حرم می تواند دیدی کلی به شما از مساجد شیشه کاری شده شیراز بدهد.

Detail of the inlaid mosaics / Photo Credit: Thomas Pagano

جزئیات کاشی خاتم کاری شده/عکس: توماس پاگانو

 

تلاش من برای توصیف تاثیر عمیق این مسجد و این تجربه گرانبها، تلاشی مذبوحانه است. با توجه به اینکه من از خانواده ای مذهبی می آیم، در بسیاری از کلیساها و کلیساهای جامع (کاتدرال ها) وارد شده ام و از بسیاری از معبدهای مشهور آسیا دیدن کرده ام. این مکانها معمولا خشک و سرد هستند. شاه چراغ اما، مکانی بود درخشان و پرشکوه و به معنای واقعی کلمه، به آدم حسی سرمست کننده و شورانگیز می داد. باید اعتراف کنم که کاملا در برابر این عظمت سر فرود آوردم.

The center item is a tomb. The curtain at the back separates men from women. / Photo Credit: Thomas Pagano

بنایی که در وسط می بینید، مقبره است و پرده که در پشت دیده می شود زنان را از مردان جدا میکند/ عکس: توماس پاگانو

 

وقتی به آینه ها نگاه می کردم، حس دانشمند بودن به من دست داد. تصویر من در آینه های مختلف منعکس می شد. این آینه ها با زاویه از هم قرار گرفته بودند به طوری که اصلا مشخص نبود که چه تصویری درون آینه می بینم.

 A typical dome / Photo Credit: Thomas Pagano

یک گنبد نمونه/عکس: توماس پاگانو

 

البته شاید پشت این همه تصاویر مبهم منظور و حقیقتی نهفته باشد، اما در هر حال من نتوانستم از آن ها سر در بیاورم. برخی از قسمتها را به راحتی می توانستم تشخیص دهم اما بقیه بخشها کاملا مبهم بود. از زاویه دیدهای متفاوتی می توان به این آینه ها نگاه کرد و همه دقیقا همان چیزی که من یا فرد دیگری در آینه می بیند، نمی بینند. علاوه بر این، این من هستم که مشاهده کننده هستم و من هستم که تصمیم می گیرم چه ببینم یا چه می خواهم که ببینم، اما تشخیص این تصاویر مبهم و خطای دیدها، نیازمند خودآمودی و خودآگاهی است. دریافتن حقیقت نیازمند آن است که از مواضع شناخته شده فاصله بگیریم  و دیدگاه ها و مواضع جدیدی اتخاذ کنیم و بدین ترتیب از ارتباطات میان داده های جدید و قدیم، چیزی بیرون بکشیم. گاهی اوقات، بهتر است که از سازمان دهی و همینطور تلاش برای استنباط تصاویری که می بینیم پرهیز کنیم تا بتوان بدین ترتیب محو پیچیدگی و شکوه خود این آینه ها شد و از این پدیده لذت برد. اما فکر نکنید که این پیچیدگی خیره کننده به همین جا ختم می شود!

It is easy to forget where you are or what you are looking at. It was transcendental. / Photo Credit: Thomas Pagano

خیلی ساده فراموش می کنید که کجائید و یا دارید به چه نگاه می کنید. خیلی خیلی فوق العاده بود/عکس: توماس پاگانو

 

در سالن اصلی مسجد، یک محراب (بخش فرورفته ای در دیوار) ساخته شده از سنگ مرمر وجود داشت که با پله ای رو به پایین داست، درست مثل یک چشمه. در سالن دیگر، یک صندلی پایه دار بلند قرار داشت. از مجتبی راجع به آن سوال کردم. او در پاسخ گفت که خطابه ها و آموزه های دینی از همین سکو (که به آن منبر می گویند) ایراد  می شود اما عبادت اصلی، در درون همان مکان فرورفته در دیوار (محراب) انجام شود. کف بسیاری از محرابها از خاک درست شده است. عبادت گزاران رو به محراب می ایستند زیرا که محراب جهت شهر مکه، یعنی همان شهر مقدس مسلمانان را نشان می دهد. تمامی نمازگزاران حتی آنهایی که در اتاق هتل نماز می خوانند، باید رو به مکه بایستند (در سقف اتاق هتلها نشانه هایی می گذارند که جهت جهت مکه یا به اصلاح قبله را نشان می دهد).

در اسلام، رهبر مذهبی شاه نیست و یا نسبت به عبادت گزاران برتری ندارد؛ بلکه تنها یک خادم است. ایستادن در محراب (پست ترین نقطه سالن) نماد آن است که رهبر، یا امام جماعت همواره باید نسبت به پیروانش فروتن و خاضع باشد. در مسیحیت، محرابها و منبرها همیشه ارتفاع دارند و هرگز نشنیدم که یک کشیش هنگام ادا کردن جدی ترین نوع نماز یا دعا، پایین تر از جمع قرار بگیرد.

این موضوع مرا به یاد رابطه میان یک جریان آب و حوضه آبریز آن است (چاله ای که آب رود در انتها به صورت دریاچه ای در آن جمع می شود). وقتی آب از بالا رو به پایین سرازیر می شود در محلی در پایین رودخانه جمع می گردد. این محل به خوبی می تواند نماینده ای باشد برای آنچه که در بالای تپه در حال رخ دادن است. این نقطه، انعکاس و تبلوری حقیقی است از همه آن چیزی که بالاتر اتفاق افتاده. وقتی تمامی اتفاقات و حالات را به صورت جداگانه بررسی می کنیم، خواهیم دید که هیچکدام نمی توانند ویژگی ای مشابه با آنچه در این چاله بوجود آمده است، داشته باشند (یعنی اینکه یک رود معمولا در پایین دست ترین نقطه اش، بزرگتر، پهن تر و.. است).

Inside the shrine / Photo Credit: Thomas Pagano

داخل حرم/عکس: توماس پاگانو

 

همچنین گفته می شود که محراب در گذشته به هنگام نماز از رهبر در برابر تیرهایی که از کمان تروریست ها به سمت او رها می شد، محافظت می کرد. مشخصا این اتفاق بارها رخ داده است که به این گونه به آن پرداخته شده و به تواتر گزارش شده است. من نتوانستم صحت ماجرا را تایید کنم اما اخیرا تشریح ماجرای کشته شدن خلیفه عمر بن خطاب را از لزلی هازلتون (Lesley Hazelton) خواندم که مطابق آن او هنگام نماز صبح با شش ضربه چاقو کشته شده است ]کتاب “پس از پیامبر” روایتی غیرداستانی و حقیقی راجع به حادثه ای است که منجر به تفرقه میان سنی و شیعه در اسلام شد—این بسیارکتاب لذت بخش، سودمند و آموزنده است[

در این سفر، از مکانهای بسیاری دیدن کردیم و فرصت این را داشتیم که از آنها لذت ببریم، اما محبوب ترین بخش این سفر برای من جایی بود که در ابتدا اصلا نمی دانستم وجود دارد! و بدین ترتیب مجال سخن گفتن از آن به تفصیل به من دست نداد.

 

*توماس پاگانو محققی از CSIRO استرالیا است. شما می توانید متن کامل این مطلب را روی بلاگ ایشان به نشانی  The River Sheers مطالعه کنید.

 

One Response to مقبره شاه چراغ: مسجد آینه کاری شده در شیراز

  • بچه مسلمونه says:

    سلام
    خوشحالم که یه فرد غیر مسلمون از دیدن بناهای مذهبی ایران تحت تاثیر قرار میگیره،کاش این تاثیر فقط ظاهری نباشه
    حسی که گفتن “سر فرود آوردن جلوی این عظمت” واقعا بجا و زیبا بود…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


*

 

Subscribe to Website via Email

Membership
A member of the Professional Travel Bloggers Association